شمارهٔ ۲۵۸
اوحدالدین کرمانیمردار چه به کار خویش سرگردان است
هم چاره او ازو بود گردانست
نامرد بود که او نسازد با کس
آن کس که بساخت با همه مرد آن است
مردار چه به کار خویش سرگردان است
هم چاره او ازو بود گردانست
نامرد بود که او نسازد با کس
آن کس که بساخت با همه مرد آن است