شمارهٔ ۶۱
اوحدالدین کرمانیای خواجه اگرتو نوش لبها بینی
آشفته بسی خواب که شبها بینی
اندر سحری که راز دلها گویند
تو خفته مباش تا عجبها بینی
ای خواجه اگرتو نوش لبها بینی
آشفته بسی خواب که شبها بینی
اندر سحری که راز دلها گویند
تو خفته مباش تا عجبها بینی