شمارهٔ ۲۰اوحدالدین کرمانیالفصل الثانی - فی الاقاویل المختلفة خدمة السلطانگفتی به شب آیمت که بیگاه شودباشد که زبان خلق کوتاه شودبر خفته کجا گذر توانی کردنکز بوی خوش تو مرده آگاه شود