بخش ۸۲ - در باب توبه
اوحدی مراغهایتا تو را شهوت و غضب یارست
هر زمان توبه ایت در کارست
شستن جان و تن ز ظلمت عار
نتوان جز به آب استغفار
توبه صابون جامه جانست
توبه زیت چراغ ایمانست
دست وقتی به توبه دانی برد
که ز اوصاف بد توانی مرد
تا دلت را ز غیر اورنگی ست
پیش راهت ز شرک خرسنگی ست
دست دادی که توبه کردم زود
دست دادی و دل نداد چه سود
توبه کان تن کند نمازی نیست
کار بی دل مکن که بازی نیست
آتش توبه پاک سوز بود
تا که باقیست شب چه روز بود
