رباعی شمارهٔ ۱۴۱
اوحدی مراغهایپیش تو نشست و خاست نتوان کردن
وز لعل تو باز خواست نتوان کردن
چشمت که درو میل نگنجد بر اوست
خالی که به میل راست نتوان کردن
پیش تو نشست و خاست نتوان کردن
وز لعل تو باز خواست نتوان کردن
چشمت که درو میل نگنجد بر اوست
خالی که به میل راست نتوان کردن