شمارهٔ ۲۰ - ای گربه
پروین اعتصامیای گربه ترا چه شد که ناگاه
رفتی و نیامدی دگر بار
بس روز گذشت و هفته و ماه
معلوم نشد که چون شد این کار
جای تو شبانگه و سحرگاه
در دامن من تهی ست بسیار
در راه تو کند آسمان چاه
کار تو زمانه کرد دشوار
پیدا نه به خانه ای نه بر بام
ای گمشده عزیز دانی
کز یاد نمی شوی فراموش
برد آنکه ترا به میهمانی
دستیت کشید بر سر و گوش
بنواخت تو را به مهربانی
بنشاند تو را دمی در آغوش
می گویمت این سخن نهانی
در خانه ما ز آفت موش
نه پخته بجای ماند و نه خام
آن پنجه تیز در شب تار
کرده ست گهی شکار ماهی
گشته است به حیله ای گرفتار
در چنگ تو مرغ صبحگاهی
