شمارهٔ ۳۴ - پایه و دیوار
پروین اعتصامیگفت دیوار قصر پادشهی
که بلندی مرا سزاوار است
هر که مانند من سرافرازد
پایدار و بلند مقدار است
فرخم زان سبب که سایه من
جای آسایش جهاندار است
نقش بام و درم ز سیم و زر است
پرده ام از حریر گلنار است
در پناه من ایمن است ز رنج
شاه گر خفته یا که بیدار است
سوی من دزد ره نیابد از آنک
تا کمند افکند گرفتار است
همگی بر در منند گدای
هر چه میر و وزیر و سالار است
قفل سیمم بنزد سیمگر است
پرده اطلسم ببازار است
با منش هیچ حیله در نگرفت
گرچه شبگرد چرخ غدار است
