شمارهٔ ۷۹ - سرود خارکن
پروین اعتصامیبه صحرا سرود اینچنین خارکن
که از کندن خار کس خوار نیست
جوانی و تدبیر و نیروت هست
به دست تو این کارها کار نیست
به بیداری و هوشیاری گرای
چو دیدی که بخت تو بیدار نیست
چو بفروختی از که خواهی خرید
متاع جوانی به بازار نیست
جوانی گه کار و شایستگی است
گه خودپسندی و پندار نیست
نبایست بر خیره از پا فتاد
چو جان خسته و جسم بیمار نیست
همین بس که از پا نیفتاده ای
بس افتادگان را پرستار نیست
مپیچ از ره راست بر راه کج
چو در هست حاجت به دیوار نیست
ز بازوی خود خواه برگ و نوا
تو را برگ و توشی در انبار نیست
