شمارهٔ ۱۴۴ - مناظره
پروین اعتصامیشنیده اید میان دو قطره خون چه گذشت
گه مناظره یک روز بر سر گذری
یکی بگفت به آن دیگری تو خون که ای
من اوفتاده ام اینجا ز دست تاجوری
بگفت من بچکیدم ز پای خارکنی
ز رنج خار که رفتش بپا چو نیشتری
جواب داد ز یک چشمه ایم هر دو چه غم
چکیده ایم اگر هر یک از تن دگری
هزار قطره خون در پیاله یکرنگند
تفاوت رگ و شریان نمیکند اثری
ز ما دو قطره کوچک چه کار خواهد خاست
بیا شویم یکی قطره بزرگتری
براه سعی و عمل با هم اتفاق کنیم
که ایمنند چنین رهروان ز هر خطری
در اوفتیم ز رودی میان دریایی
گذر کنیم ز سرچشمه ای بجوی و جری
بخنده گفت میان من و تو فرق بسی است
تویی ز دست شهی من ز پای کارگری
برای همرهی و اتحاد با چو منی
خوش است اشک یتیمی و خون رنجبری
