شمارهٔ ۱۵
رفیق اصفهانیدور از رخ تو بدیده و دل ای ماه
پیوسته در آتشم به دل گاه به گاه
از پا تا سر در آبم از سیل سرشک
از سر تا پا در آتشم از تف آه
دور از رخ تو بدیده و دل ای ماه
پیوسته در آتشم به دل گاه به گاه
از پا تا سر در آبم از سیل سرشک
از سر تا پا در آتشم از تف آه