بخش ۹۹ - نظیری نیشابوری
رضاقلی خان هدایتاسمش محمد حسین اصلش از جوین به سبب توطن در نشابور از اهل نشابور مشهور به هندوستان رفته و بادرویشان انس گرفته در زمان اکبرشاه در گجرات وفات یافت دیوانش دیده شد و چند بیتی از آن جناب گزیده شد
غزلیات
بگو منصور از زندان اناالحق گو برون آید
که دین عشق ظاهرگشت و باطل کردمذهب ها
به اندک التفاتی زنده دارد آفرینش را
اگرنازی کند در دم فرو ریزند قالب ها
شهود بت ز پراکندگیم باز آورد
دلیل راه حقیقت برهمنی است مرا
بر چهره حقیقت اگر مانده پرده ای
جرم نگاه دیده صورت پرست ماست
تا یک دلت قبول کند قرب حق مجو
سرمایه قبول در انکار عالمی است
هیچ کس نامه سر بسته ما فهم نکرد
نه همین خاتمه اش نیست که عنوانش نیست
سرو سامان سخن گفتن این جمعم نیست
پهلوی من بنشانید پریشانی چند
هر کسی از تو نشانی به گمان می گوید
کس ندیدم که در بزم تو محرم باشد
