بخش ۹۱
سنجد چیلان بدو نیمه شده نقطه سرمه به یک یک برزده
۱۰۵ شعر از رودکی سمرقندی
سنجد چیلان بدو نیمه شده نقطه سرمه به یک یک برزده
هست از مغز سرت ای منگله همچو رش مانده تهی از کشکله
بهترین یاران و نزدیکان همه نزد او دارم همیشه اندمه
پس بیو بارید ایشان را همه نی شبان را میش زنده نی رمه
جای کرد از بهر بودن کازه ای زان که کرده بودشان اندازه ای
گفت ای من مرد خام کل درای پیش آن فرتوت پیر ژاژخای
بینی و گنده دهان داری و نای خایگان غر هر یکی همچون درای
پیسی و ناسور کون و گربه پای خایه گر داری تو چون اشتر درای
آبکندی دور و بس تاریک جای لغز لغزان چون درو بنهند پای