پاره ۱
به اندا نمودند وخشور را بدید آن سراپا همه نور را
۴۳ شعر از رودکی سمرقندی
به اندا نمودند وخشور را بدید آن سراپا همه نور را
به دشمن بر از خشم آواز کرد تو گفتی مگر تندر آغاز کرد
نفس را به عذرم چو انگیز کرد چو آذر فزا آتشم تیز کرد
ز هر خاشه ای خویشتن پرورد که جز خاش وی را چه اندر خورد
نشست وسخن را همی خاش زد ز آب دهن کوه را شاش زد
ببادافره جاودان کردمند به دوزخ بماند روانش نژند