بخش ۱ - سر آغاز
سخن در صلاح است و تدبیر و خوی نه در اسب و میدان و چوگان و گوی تو با دشمن نفس هم خانه ای چه در بند پیکار بیگانه ای عنان باز پیچان نفس از حرام به مردی ز رستم گذشتند و سام تو خود را چ
۲۹ شعر از سعدی شیرازی
سخن در صلاح است و تدبیر و خوی نه در اسب و میدان و چوگان و گوی تو با دشمن نفس هم خانه ای چه در بند پیکار بیگانه ای عنان باز پیچان نفس از حرام به مردی ز رستم گذشتند و سام تو خود را چ
یکی پیش داود طایی نشست که دیدم فلان صوفی افتاده مست قی آلوده دستار و پیراهنش گروهی سگان حلقه پیرامنش چو پیر از جوان این حکایت شنید به آزار از او روی در هم کشید زمانی بر آشفت و گفت
بد اندر حق مردم نیک و بد مگوی ای جوانمرد صاحب خرد که بد مرد را خصم خود می کنی وگر نیک مردست بد می کنی تو را هر که گوید فلان کس بد است چنان دان که در پوستین خود است که فعل فلان را ب
مرا در نظامیه ادرار بود شب و روز تلقین و تکرار بود مر استاد را گفتم ای پر خرد فلان یار بر من حسد می برد چو من داد معنی دهم در حدیث بر آید به هم اندرون خبیث شنید این سخن پیشوای ادب