شمارهٔ ۱ - در پند و اخلاق و غیر آن
خداوندی ست تدبیر جهان را بری از شبه و مثل و جنس و هم تا اگر روزی مرادت بر نیارد جزع سودی ندارد صبر کن تا
۲۲۸ شعر از سعدی شیرازی
خداوندی ست تدبیر جهان را بری از شبه و مثل و جنس و هم تا اگر روزی مرادت بر نیارد جزع سودی ندارد صبر کن تا
به سکندر نه ملک ماند و نه مال به فریدون نه تاج ماند و نه تخت بیش از آن کن حساب خود که تو را دیگری در حساب گیرد سخت
تا نگویی که عاملان حریص نیک خواهان دولت شاهند کانچه در مملکت بیفزایند از ثنای جمیل می کاهند راحت از مال وی به خلق رسان تا همه عمر و دولتش خواهند
رحمت صفت خدای باقیست و آن را که خدای برگزیند گر جرم و خطای ما نباشد پس عفو تو بر کجا نشیند
هیچ فرصت ورای آن مطلب که کسی مرگ دشمنان بیند تا نمیرد یکی به ناکامی دیگری دوستکام ننشیند تو هم ایمن مباش و غره مشو که فلک هیچ دوست نگزیند شادکامی مکن که دشمن مرد مرغ دانه یکان یکان