مقدمهٔ علی بن احمد بن ابی بکر بیستون (گردآورندهٔ دیوان شیخ سعدی، ۷۳۴ هجری قمری)
سعدی شیرازیشکر و سپاس بی قیاس معبودی را جلت قدرته که آفریننده مخلوقات عالم است و روزی دهنده بنین و بنات آدم کریمی که خوان نعمتش بر مطیع و عاصی و ادانی و اقاصی کشیده و گسترده رحیمی که از دیوان رحمتش در گوش جان هر گنهکار در هر شب تار چند بار این ندا می رسد که هل من تایب هل من سایل هل من مستغفر بخشاینده ای که تار عنکبوت را سد عصمت دوستان کرد جباری که نیش پشه ضعیف را تیغ قهر دشمنان گردانید در فطرت کاینات به وزیر و مشیر و ظهیر و دبیر صاحب تدبیر محتاج نگشت آدمی را به فضیلت نطق و مزیت عقل از دیگر خلق ممتاز گردانید نه از معصیت عاصیان صمدیت او را نقصان یا آلایشی که ان الله لقوی عزیز و نه از طاعت مطیعان احدیت او را سودی یا آرایشی که ان الله لغنی عن العالمین و درود بی حد و ثنای بی عد بر سید رسل و هادی سبل سرور کاینات و خلاصه موجودات پیشوای انبیا و مقتدای اصفیا محمد مصطفی علیه افضل الصلوات و اکمل التحیات که برگزیده آدمیان و رحمت عالمیان است و بر اصحاب و احباب او باد
اما بعد بدان ای عزیز من اعزک الله فی الدارین که شبی از شب ها اتفاقا این بنده ضعیف نحیف اعجز خلق الله و احوجهم إلی رحمته و غفرانه علی بن احمد بن ابی بکر بیستون احسن الله عاقبته در مجمعی حاضر بود در خدمت جمعی از مخادیم عظام و ایمه اسلام و موالی کرام و مشایخ انام ادام الله ایامهم و گوینده ای خوش الحان گویندگی می کرد جمعیتی دست داد که خاص و عام آن مجلس هر یک در گوشه ای بیهوش گشته چند خرقه تخریق شده چنان که حاضران مجلس بعد از فرو گذاشت متفق القول بودند که در مدة العمر چنین سماعی دست نداده فی الجمله در اثنای سماع قوال از غزل های مولانا شیخ الشیوخ فی عهده قدوة المحققین و زبدة العاشقین افصح المتکلمین و مفخر السالکین شرف الملة و الحق و الدین مصلح الاسلام و المسلمین شیخ سعدی شیرازی قدس سره این بیت برخواند که نظر خدای بینان ز سر هوا نباشد چهار بیت این غزل بر خواند و به غزلی دیگر رفت یکی از حاضران مجلس بعد از آن که سماع به آخر رسید تمامی این غزل را از قوال طلب نمود یاد نداشت از این خاکی التماس نمود که نسخه دیوان شیخ رحمه الله تعالی شما را هست اگر تمامی این غزل طلب داری منتی باشد بنده بر حسب اشارت ایشان روز دیگر در مجموع طیبات و بدایع و خواتیم و غزلیات قدیم نظر کردم و بر همه بگذشتم -چند نوبت مکرر- تا عاقبت بدان رسیدم
