۲- آیات ۴ تا ۷
صفی علیشاهإذ قٰال یوسف لأبیه یٰا أبت إنی رأیت أحد عشر کوکبا و الشمس و القمر رأیتهم لی سٰاجدین ۴ قٰال یٰا بنی لاٰ تقصص رؤیٰاک علیٰ إخوتک فیکیدوا لک کیدا إن الشیطٰان للإنسٰان عدو مبین ۵ و کذٰلک یجتبیک ربک و یعلمک من تأویل الأحٰادیث و یتم نعمته علیک و علیٰ آل یعقوب کمٰا أتمهٰا علیٰ أبویک من قبل إبرٰاهیم و إسحٰاق إن ربک علیم حکیم ۶ لقد کٰان فی یوسف و إخوته آیٰات للسٰایلین ۷
هنگامی که گفت یوسف مر پدر خود را ای پدر من بدرستی که من دیدم در خواب یازده ستاره و آفتاب را و ماه را دیدمشان که بودند مرا سجده کنندگان ۴ گفت ای پسرک من مخوان خواب خود را بر برادرانت پس مکر کنند برای تو مگر بدی بدرستی که دیو رجیم مر آدمی را دشمنی است هویدا ۵ و همچنین برگزیند تو را پروردگارت و بیاموزد تو را از تأویل خوابها و تمام کند نعمت خود را بر تو و بر آل یعقوب هم چنان که تمام کردش بر دو پدرت از پیش ابراهیم و اسحق بدرستی که پروردگار تو دانای درست کار است ۶ البته که هست در قصه یوسف و برادرانش نشانهای قدرت مر پرستندگان را ۷
ای محمد ص یاد آور چونکه گفت
یوسف آن پیر پدر را در نهفت
متصف چون بود بر حزن و اسف
گشت موصوف آن به یوسف در سلف
گفت با یعقوب دیدم من به خواب
یازده کوکب دگر مه و آفتاب
بر سر کوهی بلند آنها تمام
سجده بنمودند بر من از مقام
