شمارهٔ ۶۲
صغیر اصفهانیغیر از تو میان تو و او فاصله ای نیست
این مرحله طی کن که دگر مرحله ای نیست
زان ره که روند اهل فنا هر چه ببینی
نقش کف پا و اثر قافله ای نیست
شکر و گله از هجر نشان می دهد آری
در وصل دگر حالت شکر و گله ای نیست
کی قسمت هر جان هوسناک شود وصل
این لقمه بلی در خور هر حوصله ای نیست
واعظ ره خود گیر که در مذهب عشاق
جز مسیله عشق دگر مسیله ای نیست
ما سلسله دیوانه وشانیم که ما را
جز سلسله زلف بتان سلسله ای نیست
تا منقبت شیر حق آیین صغیر است
در دفتر نظمش ورق باطله ای نیست
