شمارهٔ ۵۱ - تنبیه
صغیر اصفهانیخرد را گفتم ای دانای هر راز
مرا از کار دل کن عقده ای باز
کند با هرکس این دل آشنایی
همی سوزد بهنگام جدایی
بگفتا دوستی کاریست مشکل
چه بندی رایگان بر این و آن دل
محبت بهر یار جاودانی است
کجا در خور بهر محبوب فانی است
ببین با کیستت آخر سروکار
همان را اول و آخر نگه دار
