بخش ۱۴ - قطعه
سلمان ساوجیطاووس روز تا ز افق جلوه می کند
شاها همای رای تو دولت شکار باد
این روزگار و دایره لاجورد را
دایم به گرد نقطه چترت مدار باد
هر خلعت مراد که می بخشد آسمان
از جامه خانه کرمت مستعار باد
خورشیدت از شمار غلامان درگه است
بر در ترا ز غلام چنین صد هزار باد
گر ماه بر خلاف مرادت کند مدار
چون دست زهره پای قمر در نگار باد
ماه قدح چو دور کند در سرای عیش
ناهید خوش سرای ترا پرده دار باد
هر کس که در یمین تو چون تیغ راسخ است
دایم چو خاتم تو به زر در یسار باد
تا هست کرد اینقدر افلاک را مدار
