۳۴۶- مولانا کاسب
سام میرزا صفویاز جمله خوش طبعان و نادرگویان یزد است و اکثر اشعارش در غایت سوز و درد این دو مطلع از آنجمله است
ای گل که چنین در بغلت تنگ گرفته است
کاز خون دلش پیرهنت رنگ گرفته است
چو مه چارده از گوشه بامش دیدم
نگران بود بجایی و تمامش دیدم
