۵۴۸- مولانا فروغی شیرازی
سام میرزا صفویمرد بی تعین است این مطلع از اوست
بجانم از غم هجر تو ای نامهربان امشب
بوصلم شادمان کن ور نه خواهم داد جان امشب
مرد بی تعین است این مطلع از اوست
بجانم از غم هجر تو ای نامهربان امشب
بوصلم شادمان کن ور نه خواهم داد جان امشب