شمارهٔ ۱ - تاریخ مرحوم نوائی
جهانا می جهانی رخش کین تا کی در این بیدا عجب بیدادها بینم در این بیدا ز تو پیدا کنی تا کی به یک کاسه دهی تا کی به یک کیسه عسل با زهر حنظل با طبرزد خار با خرما خراشد صورت دل چند از
۶۲ شعر از صامت بروجردی
جهانا می جهانی رخش کین تا کی در این بیدا عجب بیدادها بینم در این بیدا ز تو پیدا کنی تا کی به یک کاسه دهی تا کی به یک کیسه عسل با زهر حنظل با طبرزد خار با خرما خراشد صورت دل چند از
مرد گر در پیش زن بی رتبه شد عارش کم است پیش پا افتد هر آن سنگی که مقدارش کمست رفته رفته زن شود بر پشت آن شوهر سوار ریش او را گیرد و گوید که سربارش کم است
شکر ز گفته صامت ز بس فراوان است بهای شکر و بازار قند ارزان است ولی هزار شکر جای نان نمی گیرد هزار شعر و غزل پیش گرده حیران است
زانرو ببر هر که بخواهم بروم آن هم به تو و لطف تو باشد محتاج
از اول صبح کون تا شام معاد جز ختم رسل هادی کل فخر عباد بهتر ز علی و یازده اولادش بالله ندیده دهر و نه مادر زاد