شمارهٔ ۱ - کتاب المناجات با قاضی الحاجات
ای پرده پوش معصیت عاصیان تمام بر درگه تو دیده امید خاص و عام کار تو عفو و بخشش و انعام روز و شب شغل تو فضل و رحمت و اکرام صبح و شام جز معصیت نکرده و خواهم ز تو بهشت ای خاک بر سر من
۵ شعر از صامت بروجردی
ای پرده پوش معصیت عاصیان تمام بر درگه تو دیده امید خاص و عام کار تو عفو و بخشش و انعام روز و شب شغل تو فضل و رحمت و اکرام صبح و شام جز معصیت نکرده و خواهم ز تو بهشت ای خاک بر سر من
ای خالقی که صانع ارض و سما تویی معبود کاینات ز شاه و گدا تویی چشم امید سوی دارند ممکنات آن کس که بوده است و بود با بقا تویی در ورطه مهالک و آلام صعب سخت یاری دهنده همه در هر کجا تو
یا رب مرا به چنگ بلا مبتلا مکن دست مرا ز دامن لطفت جدا مکن از حد گذشته گرچه گناه و خطای ما چشم از گنه بپوش و نظر بر خطا مکن افعال ما به وفق و رضای تو گر که نیست بر ما ز لطف سد طریق
یا رب اگر ز کرده ما پرده وا کنی ما را به خجلت ابدی مبتلا کنی ابلیس وار جامه طغیان به بر کند گر یک نفس به خویش کسی را رها کنی هر کس به جان خویش جفا بیشتر کند به روی تو بیشتر ز ترحم
شد وقت آنکه درد نهان را دوا کنیم روی نیاز خویش به سوی خدا کنیم ای خفتگان بستر راحت سحر رسید خیزید تا گذر به خدا از رجا کنیم خیزید تا به وعده ادعونی استجب تکلیف خود به درگه داور ادا