بخش ۴۵ - لا تدرکه الابصار وهو یدرک الابصار، طلب الهدایة والتوفیق بالعمل الصالح
سنایی غزنویای به خود راه خویش گم کرده
این بود راه مرد پژمرده
ای همه لاف ترک دنیا گو
لاف و دعویت هست معنی کو
چند از این شیوه های رنگ آمیز
چند از این گفته های بادانگیز
تاکی ای مست لاف هوشیاری
چند لنگی بری به رهواری
موسیت همره و توچون خامان
رفته و گشته همدم هامان
از خلیل خدا ابا کرده
رفته نمرود را خدا کرده
کم آدم گرفته از تلبیس
دوستی کرده با که با ابلیس
تا هوا و هوس شعار تواند
امل و حرص یار غار تواند
زین حریفان به کس نپردازی
خود به خود یک نفس نپردازی
خویشتن زین همه مجرد کن
طلب دولت مؤبد کن
