بخش ۸۰ - فی الرضا والتسلیم بحکمه و قضائه
سنایی غزنویابلقی را که رخ به خانه اوست
تازگی جان ز تازیانه اوست
وآنکه از تیر او شرف دارد
دیدگان از پی هدف دارد
ای بر آتش نهاده خرمن خویش
باد بر داده سقف گلشن خویش
گر ترا تیغ تن زند اه کن
ور ترا زخم حق زند خه کن
بی رضای حق آنچه راحت تست
آن نه راحت که آن جراحت تست
تلخ و شیرین چو هر دو زو باشد
زشت نبود همه نکو باشد
دلشان بر فراق مال و عیال
خنک و خوش چو در بهار شمال
تا در این عالم فسرده درند
لگد اشتران چو گرده خورند
خویشتن چون ز عشق گرم کنند
گردن روزگار نرم کنند
