بخش ۱۲ - در فترت و جهالت گوید و ستایش پیغمبران علیهمالسلام کند ذکرالانبیاء خیر من حدیث الجهلاء
سنایی غزنویانبیا راستان دین بودند
خلق را راه راست بنمودند
چون به غرب فنا فرو رفتند
باز خود کامگان برآشفتند
پرده ها بست ظلمت از شب شرک
بوسها داد کفر بر لب شرک
این چلیپا چو شاخ گل در دست
وآن چو نیلوفر آفتاب پرست
این صنم کرده سال و مه معبود
وآن جدا مانده از همه مقصود
این شمرده ز جهل بی برهان
بدی از دیو و نیکی از یزدان
خاک پاشان آتش آشامان
آب کوبان باد پیمایان
این چو باده ز مغز عقل زدای
وان چو نکبا ز سر عمامه ربای
