بخش ۱۳ - اندر صفات پیغامبر علیهالسلام - سنایی غزنوی | ناهیدبخش ۱۳ - اندر صفات پیغامبر علیهالسلام
سنایی غزنویبرده بر بام آسمان رختش
سایه بخت و پایه تختش
صورتی را که بود اهل قبول
کردش از صورت طلب مشغول
نسبت از عقل آن جهانی داشت
هم معالی و هم معانی داشت
دنیا آورده در قدم او بود
غرض حکمت قدم او بود
کعبه بادیه عدم او بود
عالم علم را علم او بود
در جبلت جلالت او را بود
با رسالت بسالت او را بود
در رسالت تمام بود تمام
در کرامت امام بود امام
چمنی با کمال بی شرکی
شجری پر ز برگ بی برگی
نه پرش بوده در روش نه قدم
بوی خوش بال و پر کجا دارد
عین و شین عشوه داد عاشق را
هرچه از تر و خشک بوی آورد
عقل کل زو گرفته حکمت و رای
پیش آن کو ز اصل بد خود بود
بسته چشم و گشاده ابرو بود
چیست جز شرع او به خانه راز
جمله یاران او ز دانش و علم
کیسه ها دوخته ز حکمت و حلم
همه پیش از نیاز گفته بگیر
خلق را نیش بخش و نوش گوار
محو و مدست و هر دو بر و عطاست
هم دهنده به که به صاحب حق
نقش نامش به گاه دانش و رای
قبله شان او و قبله بر در اوی
هرکه یک دم نبوده بر خوانش
اوست بر کفر چون گرفت شتاب
ملک دین را معین و ناصر اوست
هرگز از بهر ملک و ملک نجس
از همه خلق و از همه اغیار
چون همه دل گرفت و شافی شد
روی او چون به قلب تین باشد
خون دل شیر می شود به صعود
دل ز اندیشه روشن و عالیست
گرچه در خلق شکل گوساله است
به ز تکرار و ذکر صد ساله است
برتر است از قیاس و استحسان
رفتم و دید و بازگشت و بگفت
نه چنان رو که شیر در بیشه
آن چنان رو که دل در اندیشه