بخش ۴۱ - فصل فیالزّهد والحکمة والموعظة والنصیحة
سنایی غزنویعزمت از حضرت نبی و علیست
در لحاف خلاف خفتن چیست
کودکان راست فرش و بستر خواب
مرد را ذوالفقار همچون آب
وقت نامد که از ره آزرم
دارد از مهل دوست جهل تو شرم
مهر برکن ز ملک و ملک جهان
زاد راه از جلال حق بستان
زاد راه تو دان که تجریدست
زانکه تجرید جفت توحیدست
تو به توحید کی رسی چو مرید
نازده گام در ره تجرید
شو تبرا ده آفرینش را
تا ببینی عروس بینش را
تو چه دانی عروس بینش کیست
سر صانع در آفرینش چیست
آتشی بر فروز عاشق وار
خانه را در بسوز و دود برآر
تا ز دود تو سود چرخ کبود
ترزبان زردروی گردد زود
چار تکبیر کن چو خیرالناس
بر که بر چار طبع و پنج حواس
