بخش ۵۰ - ستایش علم و عالم و طلب علم
سنایی غزنویعلم با کار سودمند بود
علم بی کار پای بند بود
علم داری ولی به سود و ربا
مولعی لیک بر فساد و زنا
علم مخلص درون جان باشد
علم دوروی بر زبان باشد
چون قلم دار گفت جفت قدم
ور نداری تو نون بوی نه قلم
تازگی دانش از صواب آمد
فرهی ماه ز آفتاب آمد
ماه بی آفتاب تاریکست
ورچه آنجا مسافه نزدیکست
هرکه او آتشیست آب نگار
دانکه او هست روز در کردار
زانکه اقبال عامه نهمت اوست
قیمت او به قدر همت اوست
