بخش ۳۱ - در صفت ابلهان گوید
سنایی غزنویصحبت ابلهان چو دیگ تهیست
از درون خالی از برون سیهیست
دوستی ابلهان ز تقلید است
نز ره عقل و دین و توحیدست
ببر از دوستی خلق سبک
دوستی خلق سنگ و شیشه تنک
سنگ در ظرف شیشه نتوان برد
نبود دوست با عرابی کرد
چنگ و نایست در صفت نادان
تنگدل باشد و فراخ دهان
زانکه ابله چو باشدت دلجوی
آب تهمت دواند اندر جوی
تا بوی تندرست و حکم روان
داردت خویش و دوست چون تن و جان
چون شود مویی از تو دیگرگون
آن شود موسی این دگر قارون
سوز بی نور بینی از خویشان
راست همچون چراغ درویشان
یار دانا چو شد ترا همراه
بس درازی راه شد کوتاه
چون کم آید به راه توشه تو
ننگرد در کلاه گوشه تو
