بخش ۵۹ - در طلب کردن از در دلها
سنایی غزنویدر دل کوب تا رسی به خدای
چند گردی به گرد بام و سرای
از در کار اگر درآیی تو
دانکه بر بام دین برآیی تو
دل کند سوی آسمان پرواز
بام دین را به نردبان نیاز
نردبانی که سوی بام دلست
پایه عرش زیر او خجلست
تنگهای شکر مریز به باغ
که همه باغ طوطی اند چو زاغ
طوطیانی چو زاغ پیش تو در
تو فرو ریخته به تنگ شکر
در نهاد و مزاج خویش نگر
لوطیان را چو طوطیان مشمر
این زمان طوطیان جگر خوارند
لیکن الکن به گاه گفتارند
زهر جان را به آشیانه برد
شکرت با ذباب خانه برد
مرجع جان ز زهر عمر گزای
بازگشت شکر طهارت جای
هیچ باشی چو جفت و فردی تو
همه باشی چو هیچ گردی تو
