شمارهٔ ۲۳
هم مرگ بر جهان شما نیز بگذرد هم رونق زمان شما نیز بگذرد وین بوم محنت از پی آن تا کند خراب بر دولت آشیان شما نیز بگذرد باد خزان نکبت ایام ناگهان بر باغ و بوستان شما نیز بگذرد آب اجل
۱۳۲ شعر از سیف فرغانی
هم مرگ بر جهان شما نیز بگذرد هم رونق زمان شما نیز بگذرد وین بوم محنت از پی آن تا کند خراب بر دولت آشیان شما نیز بگذرد باد خزان نکبت ایام ناگهان بر باغ و بوستان شما نیز بگذرد آب اجل
چه خواهد کرد با شاهان ندانم که با چون من گدایی عشقت این کرد از اول مهربانی کرد و آنگاه چو با او مهر ورزیدیم کین کرد گدایی بر سر کویت نشسته برفتن آسمانها را زمین کرد چو اسبان کره تن
درین جهان که بسی تن پرست را جان مرد کسیست زنده که از درد عشق جانان مرد بنزد زنده دلان در دو کون هشیار اوست که از شراب غم عشق دوست سکران مرد اگر چه عشق کشنده است جان و دل می دار بعش
گر کسی از نعمت این منعمان ادرار خورد همچو گربه کاسه لیسید و چو سگ مردار خورد همچو مارش سر همی کوبند امروز ای پسر هرکه روزی دانه یی چون موش ازین انبار خورد چون ز کسب خود ندارد نان ق
آتش است آب دیده مظلوم چون روان گشت خشک و تر سوزد تو چو شمعی ازو هراسان باش کاول آتش ز شمع سر سوزد