بخش ۱ - الفصل الرابع فی ارادته تعالی و تقدس علم الیقین
آن مریدی که از ارادت و خواست کند او جمله نیک و بد کژ و راست کفر و دین زشت و خوب دشمن و دوست همه از قدرت و ارادت اوست نافع و ضار و معطی و مانع کیست جز حی قادر صانع تا که مثبت شود ار
۱۱ شعر از شیخ محمود شبستری
آن مریدی که از ارادت و خواست کند او جمله نیک و بد کژ و راست کفر و دین زشت و خوب دشمن و دوست همه از قدرت و ارادت اوست نافع و ضار و معطی و مانع کیست جز حی قادر صانع تا که مثبت شود ار
آن شنیدی که خواجه صاین دین گفت رهبر کسی بود در دین کو بخود راه امر میسپرد وز ارادت به خلق مینگرد سخنی خوب گفت و بس ظاهر قدس الله سره الطاهر حق تعالی از این دو بهره دهاد مر تراو م
علم و قدرت هر آنکه کرد انکار به ارادت نیاورد اقرار شبهه اندیش از تغیر ذات گفته شد در جواب نفی صفات هرچه حق خواستست آن خواهد نه فزاید بر آن نه زو کاهد آنچه خواهد که باشد آن باشد گرچ
کردن و ترک فعل یکسانست همه در قدرت و در امکانست تا یکی را از آن بر افزاید به ضرورت مرجحی باید پس ارادت به بود یا نابود جانبی را دگر بر آن افزود فعل گر محدث است از هییات خواست بوده
در قضا نیست هیچ زشت و نکو هان مکن نسبت حدوث بدو کفر او کفر نیست ایمان است منع او منع نیست احسان است بد از آن رو کزوست بد نبود پس بد اندر وجود خود نبود زانکه هستی هستها زان روست هس