بخش ۱ - الفصل الثّامن فی فواید طاعته تعالی
امر فرمود ایزد رحمان همۀ خلق را ز انس و ز جان به عبادت که خاصۀ ممکن زانکه آمد و ماخلقت الجن تا عبادت بسوی ذکر برد ذکر آنگه بسوی فکر برد خیزد از فکر شعلۀ عرفان پس ببیند ورا به عین ع
۴ شعر از شیخ محمود شبستری
امر فرمود ایزد رحمان همۀ خلق را ز انس و ز جان به عبادت که خاصۀ ممکن زانکه آمد و ماخلقت الجن تا عبادت بسوی ذکر برد ذکر آنگه بسوی فکر برد خیزد از فکر شعلۀ عرفان پس ببیند ورا به عین ع
اهل الحاد و مرجیه ز ستیز شبههای کردهاند دست آویز که چه حاصل از این مشقت ما بی نیاز است حق ز طاعت ما گر تو طاعت کنی و گر عصیان ذات حق را از آن چه سود و زیان گر تو قادر شوی و گر عا
گفت یک روز نازنین خاتون کادمی زاده عاجز است و زبون در دو انگشت حق ورا دل و گل پس مؤاخذ شده زهی مشکل غایت عجز و اضطرار است این کس نگوید که اختیار است این همه در شأن ماست آیۀ عجز ما
شد در ایام تابعین این نام عالم علم فرعی و احکام اهل آن قرنها چو بگذشتند دل مردم ز ره فرو گشتند فتنه و اختلاف شد پیدا علم دین شد ز علم فقه جدا حیلههای جهان بهم کردند به فقاهت ورا ع