شمارهٔ ۱۳
شهید بلخیخنک این آفتاب و زهره و ماه
که نباشند جاودانه تباه
همه بر یک نهاد خویش دوند
که نگردند هرگز از یک راه
راست گویی ستارگان ملکند
چشمه ی آفتاب شاهنشاه
نه بخوانید نایحه مشغول
یا به تدبیر کین و حرب و سپاه
دوستانند پیش رویاروی
یک به دیگر همی کنند نگاه
بر فلک بر دو شخص پیشه ورند
این یکی درزی و آن دگر جولاه
این ندوزد مگر کلاه ملوک
و آن نبافد مگر پلاس سیاه
عذر با همت تو بتوان خواست
پیش تو خامش و زبان کوتاه
همت شیر از آن بلندتر است
که دل آزار باشد از روباه
