شمارهٔ ۱۸۶
قطره و بحر و موج و جوهر چار به حقیقت یکی بود ناچار
۲۸۳ شعر از شاه نعمتالله ولی
قطره و بحر و موج و جوهر چار به حقیقت یکی بود ناچار
قطره ای بود باز بحری شد خانه ای بود باز شهری شد
قول حسینی شنو راه مخالف مرو راست برو تا حجاز خصم عراقی مشو
کون جامع وجود انسان است این چنین کون شاه کرمان است
این ریاضت چو بوته عشق گداز زر قلب نیاز خوش بگداز
کی نویسد قلم کلام الله وحده لا اله الا الله