شمارهٔ ۲۷۲
هر کس که نهد تاج سر ما بر سر فارغ شود از درد سر هر دو سرا
۲۸۳ شعر از شاه نعمتالله ولی
هر کس که نهد تاج سر ما بر سر فارغ شود از درد سر هر دو سرا
هر یار که ثابت نبود در یاری شاید که ورا به یاریش نشماری
هرچه داری به عشق او درباز تا کند او به روی تو در باز
هرکه رو را ز غیر او برتافت پرتو نور او بر او برتافت
همچو غنچه تمام بگشوده نور خود را به عین خود دیده
همه پابند آن دلارامند مرغ و دانه تمام در دامند