شمارهٔ ۵۱۹
اسیر شهرستانیچنگ دل از نغمه ای نی از نوایی می برد
هر خراش ناله ای راهی به جایی می برد
ناله نی حسن مجلس را پریشان طره ای است
هر دل از شوخی به تاراج هوایی می برد
حاصل دیوانه آب از شبنم گل می خورد
سبزه اش تاب از نسیم جعد سنبل می برد
بی خودی گل می کند از ناله نی در دلم
نیستان پنداری آب از چشم بلبل می برد
