شمارهٔ ۲۸۸
اسیر شهرستانیگر دل رمیده شد سفر چاک بیشتر
گر سر بریده شد خم فتراک بیشتر
شرمندگی ز کینه احباب می کشم
یک پرده مهربانی افلاک بیشتر
حیرانیم به کعبه نظاره می برد
آیینه تو شد نظر پاک بیشتر
گر دل رمیده شد سفر چاک بیشتر
گر سر بریده شد خم فتراک بیشتر
شرمندگی ز کینه احباب می کشم
یک پرده مهربانی افلاک بیشتر
حیرانیم به کعبه نظاره می برد
آیینه تو شد نظر پاک بیشتر