شمارهٔ ۲ - در نعت پیامبر اکرم (ص)
وفایی شوشتریروزگار از نکهت زلف نگارم عنبرین شد
گیتی از عکس رخش رشک نگارستان چین شد
توده ی غبرا ملون از شقایق گشت و سنبل
ساحت گلشن مزین ز ارغوان و یاسمین شد
جویباران ز آب باران بهاری همچو کوثر
آبها شیرین و صافی هر طرف چون انگبین شد
هست از یمن قدوم آن نگار عنبرین مو
کاین چنین روی زمین چون روضه ی خلدبرین شد
در بهای یکسر مویش نباشد هر دو گیتی
قیمت خاک کف پایش بهشت و حور عین شد
وصل لعل شکرینش در زبان دارم که گویی
نظم شیرین روان بخشم چو لعل شکرین شد
خامه ام مانا کلیم الله را ماند که اینسان
مطلعی نو چون ید بیضا برونش ز آستین شد
از پی نعت رسولم تا براق طبع زین شد
طایر عقلم دلیل راه چون روح الامین شد
