شمارهٔ ۷ - تجدید مطلع
وفایی شوشتریعلی گر ز الا علم بر نمی زد
به جز حرف لا از کسی سر نمی زد
یکی بودن حق نبود آشکارا
به عمرو ار که تیغ دو پیکر نمی زد
زبان خدا بود در هر مقامی
به جز آن زبان حرف داور نمی زد
نمی بود معراج را قدر چندان
علی حرف اگر با پیمبر نمی زد
در اسری بس اسرار پنهان نبی را
عیان کرد و از پرده سر بر نمی زد
عجب تر که حیدر در آن شب به احمد
به جز حرف خود حرف دیگر نمی زد
پی دفع شک خداییست ورنه
نبی بانگ بر وی برادر نمی زد
به عالم نمی بود ز اسلام نامی
اگر گردن عمرو کافر نمی زد
