شمارهٔ ۱۵ - در مدح و منقبت امیرمؤمنان علی علیه السلام
وفایی شوشتریساقیا بیا ز آفتاب می
می نما تو هی ذره پروری
هی بده مرا از ره وفا
کاسه ی زری آب آذری
آفتاب را در پیاله کن
هی پیاله را رشک لاله کن
خود به نام ما این حواله کن
زهره را بده دست مشتری
رطل و جام ده هی به کام ده
هی به روز ده هی به شام ده
بر خواص ده بر کرام ده
بر دوام ده نی به سرسری
دختر رزان شد به ما حرام
پیر می فروش داده این نظام
بهر این عوام باده خلری
بهر ما کرام باده کوثری
یک سبو به من ده ز قعر دن
