شمارهٔ ۲۴ - تجدید مطلع
وفایی شوشتریهمچو احمد سیر در قوسین و اوادنی کند
کنج زندان را فسبحان الذی اسری کند
قامت موزون او سروی زباغ فاستقم
تا ابد نشو و نما در سایه اش طوبی کند
هرکجا او را مکان آنجاست رشک لامکان
خود وجود اقدسش بغداد را بطحا کند
هست این موسی چه موسایی که هرکس موسویست
ناز بر موسی بن عمران فخر بر عیسی کند
سید قرآن لقب یاسین نسب طاها حسب
آنکه ظاهر از دو لب اسرار ما اوحی کند
هل اتی خود والضحی رو آن مه واللیل مو
کش خم حامیم ابرو قصه از طاها کند
شد بدا در شأن او شأنی دگر بر شان او
خواست محکمتر خدا امر وی از ابدا کند
قطب ایمان کعبه ی دین قبله ی اهل یقین
طوف بر گرد حریمش مسجدالاقصی کند
چونکه دایم شیوه مظلومیست در این سلسله
باید او هم اقتدا بر شیوه ی آبا کند
خواست تا مظلوم باشد زان سبب مسموم شد
