شمارهٔ ۱
برخورد چون به گل روی تو نظاره ما گل صد برگ نماید دل صد پاره ما
۳۲ شعر از طغرای مشهدی
برخورد چون به گل روی تو نظاره ما گل صد برگ نماید دل صد پاره ما
اگر به پیش من آید نقاب می طلبد چو با رقیب نشیند شراب می طلبد
ز بس گرد خموشی بی تو در کاشانه می پیچد سخن چون بگذرد در دل صدا در خانه می پیچد
نه زلف است آنکه بر دور تو مشک آلود می گردد به تحریک صبا برگرد آتش دود می گردد
بی زر نمی توان یافت جا در حریم کعبه در خانه خدا هم مفلس مکان ندارد
بی طاقتم چنان کرد آن آفتاب تابان کافتادنم چو سایه برخاستن ندارد