شمارهٔ ۷
طغرای مشهدیگر دلم نالان شد از دست بتان عیبش مکن
کاوش ناحق به فریاد آورد ناقوس را
همچو شبنم آب می گردم ز تاب عارضش
تا ز گلبرگ لب او می ربایم بوس را
گر دلم نالان شد از دست بتان عیبش مکن
کاوش ناحق به فریاد آورد ناقوس را
همچو شبنم آب می گردم ز تاب عارضش
تا ز گلبرگ لب او می ربایم بوس را