شمارهٔ ۳۲۰
طغرای مشهدیگر به میخانه رسد زاهد افسرده نفس
آتش باده شود دود و ز روزن برود
تا به کی خفته بود اشک به گهواره چشم
بگذارید که این طفل به دامن برود
گر به میخانه رسد زاهد افسرده نفس
آتش باده شود دود و ز روزن برود
تا به کی خفته بود اشک به گهواره چشم
بگذارید که این طفل به دامن برود