شمارهٔ ۷۴ - پیر مغان
ترکی شیرازیشنو تو این سخن ای زاهد مرقع پوش
بیا به میکده همراه ما و باده بنوش
سری بنه به ارادت به پای پیر مغان
غلام درگه او باش و عبد حلقه به گوش
ز دوش خویش بینداز خرقه پشمین
که تا نهند به میخانه ات صنوبر دوش
تو را نصیحت رندانه می کنم امروز
مر این نصیحت رندانه را ز من کن گوش
گرت هواست که باشی به دوست محرم راز
زما سوی به جز از دوست چشم خویش بپوش
مقیم کوی خرابات باش و لیک آنجا
ز هر که هر چه ببینی ببین و باش خموش
بیا و خرقه تقوی و زهد چون ترکی
به رهن باده بنه پیش پیر باده فروش
