شمارهٔ ۲۴ - خصال حسن
ترکی شیرازیزهی زنور جمالت جهان جان روشن
جهان ز فیض وجود تو غیرت گلشن
تویی خزینه سر الاه را خازن
تویی جواهر علم رسول را مخزن
به چشم عالمیان سرمه خاک درگاهت
به فرق پادشهان نعل مرکبت گرزن
جهان علم و کمالی و کوه حلم و وقار
سپهر جاه و جلالی و بحر فهم و فطن
حضیض درگهت از اوج نه سپهر اعلا
فروغ طلعتت از نور آفتاب اعلن
گر از جبین تو یک قطره خوی چکد بر خاک
دمد زخاک گل و ضمیران و نسترون
امین وحی خدا روز و شب چو دربانان
برآستانه درگاه تو کند مسکن
سزاست اطلس چرخش به جای شادروان
