شمارهٔ ۴۹۴
واعظ قزوینیضعف پیری آمد و دست از جهان برداشتیم
دل بمرگ خود نهادیم و ز جان برداشتیم
ضعف پیری ها بسی ما را ز پا افگنده بود
قد دو تا کردیم خود را از میان برداشتیم
صرف شد عمر گرامی جمله در بی حاصلی
ما چه حاصلها کزین آب روان برداشتیم
ضامن روزی زمین و آسمان و ما ز خلق
منت نان از زمین و آسمان برداشتیم
نعمت الوان دنیا را به ما کردند عرض
گوشه گیری را همین ما از میان برداشتیم
